كلمنس پنجم به آندرئا فرمان داد همراه پرگرينه به چين برود تا هر دو دستيار جوواني مونته كوروينويي (سيزدهم ـ 2) باشند. آنان در سال 1307 ايتاليا را ترك گفتند، تاريخ رسيدنشان به خانبالغ نامعلوم است (1309 ـ 1310). سپس آندرئا روانهٴ زايتون (چانگچو) شد و پس از وفات پرگرينه در سال 1322 يا 1323 بهعنوان اسقف آنجا جانشين او گرديد. در سال 1326 نامهاي خطاب به سرپرست صومعهٴ پروجا نوشت كه يكي از موٴثرترين اسناد آن دوره است. جوواني كورايي در كتابش، كه پيش از سال 1335 نوشته، خاطرنشان ميكند كه اسقف زايتون پييتروي فلورانسي است.1
بنابراين آندرئا پيش از سال 1335 وفات كرده است.
نامهٴ مورخ 1326 آندرئا گواه ديگري است بر عظمت و ثروت امپراتوري مغول و روح بردباري كه در آنجا وجود داشت. ((واقعاً در آن امپراتوري پهناور مردمي از هر قوم و مذهب وجود دارد. ما اجازه داريم آزادانه و بدون خطري موعظه كنيم، ولي هرگز هيچ يهودي يا مسلماني مسيحي نشده است؛ تعداد زيادي از بتپرستان مسيحي شدهاند، ولي در راه درست مسيحيت ثابت قدم نبودهاند.))
آندرئا در بيشهٴ نزديك زايتون كليسا و صومعهٴ نوي بنا كرده بود. او از فرانسيسياني نام ميبرد كه مسلمانان آنان را در هند اعدام كرده بودند (پيش از سال 1321 در تانا).
سـاوينيـونـه
آندالو دا ساوينيونه2 (ساوينيونه محلي در حوالي جنوا است). سياح جنوايي كه به چين سفر كرد. در آنجا مورد توجه خان (احتمالاً طغان تيمور، آخرين امپراتور مغولي چين) قرار گرفت و بهعنوان نمايندهٴ او به اروپا بازگشت. در سال 1338 عزيمت يك ناوگان ونيزي را غنيمت شمرد و از راه تانا، لنگرگاه جنوايي در درياي آزوف و در دهانهٴ رود دن روانهٴ چين شد. او محمولهاي از تيلهها و جواهرات بدلي شيشهاي با خود حمل ميكرد، كه در آن زمان از محصولات تجاري ونيز بود.
مـارينيـولـي
فرانسيسي ايتاليايي، كه به چين سفر كرد (متوفا حدود 1358).
جوواني دا مارينيولي.3 در يك خانوادهٴ اشرافي فلورانس در اواخر سدهٴ سيزدهم زاده شد؛ در سانتاكروچهٴ فلورانس به سلك فرانسيسيان درآمد. چندي در دانشگاه بولونيا تدريس كرد.
در اوايل سال 1338 سفارتي از سوي خان مغول به آوينيون آمد و پيامي از خان بزرگ و از